مانایی چیست؟ از طول عمر بیشتر تا زندگی سالم‌تر؛ آینده‌ای که پیری در آن متفاوت خواهد بود

مانایی یا Longevity مفهومی فراتر از طول عمر است؛ علمی برای طولانی‌تر و سالم‌تر زیستن. در این مقاله نقش سبک زندگی، پزشکی زیبایی، کاهش وزن، سلامت دیجیتال، هوش مصنوعی، نانوفناوری، پزشکی بازساختی و داروهای آینده را در مانایی بررسی می‌کنیم.

«مانایی» نسخه گسترده‌تری از Healthy Ageing است؛ از حفظ ظرفیت عملکردی مورد تأکید سازمان بهداشت جهانی آغاز می‌شود و تا فناوری‌های نوین برای کندکردن فرایندهای زیستی پیری امتداد پیدا می‌کند.

انسان همیشه آرزوی عمر طولانی داشته است، اما چیزی در حال تغییر است. برای نسل‌های گذشته رسیدن به سنین بالا خود یک موفقیت محسوب می‌شد؛ در حالی که امروز سؤال مهم‌تری مطرح است: اگر قرار است 80 یا 90 سال زندگی کنیم، چند سال از این عمر را می‌توانیم سالم، قوی، مستقل، از نظر ذهنی فعال و حتی از نظر ظاهری جوان‌تر باقی بمانیم؟

برای پاسخ به این سؤال، حوزه‌ای در پزشکی و علوم زیستی با عنوان Longevity بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته است. در فارسی معمولاً آن را «طول عمر» یا «طول عمر سالم» ترجمه می‌کنیم، اما در تله‌هلث ایران پیشنهاد می‌کنیم برای این مفهوم از واژه «مانایی» استفاده کنیم؛ واژه‌ای که از «مانا» می‌آید و علاوه بر طولانی بودن زندگی، مفهوم ماندگاری توانایی، سلامت و کیفیت زندگی را نیز منتقل می‌کند.

بنابراین وقتی در این مقاله از مانایی صحبت می‌کنیم، منظورمان صرفاً بیشتر زنده ماندن نیست. مانایی یعنی دانش طولانی‌تر، سالم‌تر و باکیفیت‌تر زیستن.

مانایی یا Longevity مفهومی فراتر از طول عمر است؛ علمی برای طولانی‌تر و سالم‌تر زیستن. در این مقاله نقش سبک زندگی، پزشکی زیبایی، کاهش وزن، سلامت دیجیتال، هوش مصنوعی، نانوفناوری، پزشکی بازساختی و داروهای آینده را در مانایی بررسی می‌کنیم.

ما همین حالا هم طولانی‌تر از گذشتگان زندگی می‌کنیم

اولین نکته مهم این است که افزایش طول عمر انسان یک رؤیای آینده نیست؛ بخش بزرگی از آن همین حالا اتفاق افتاده است. داده‌های جهانی نشان می‌دهند متوسط امید به زندگی در جهان که در سال 1900 حدود 32 سال بود، در سال 2023 به حدود 73 سال رسیده است. البته بخش مهمی از این افزایش به کاهش مرگ‌ومیر کودکان، واکسیناسیون، آنتی‌بیوتیک‌ها، بهداشت، تغذیه بهتر و کنترل بیماری‌ها مربوط می‌شود و به این معنا نیست که حداکثر طول عمر زیستی انسان دو برابر شده است. با این حال واقعیت روشن است: انسان امروزی به‌طور متوسط مدت بسیار بیشتری از اجداد خود زندگی می‌کند. (Our World in Data)

در نتیجه معنای سن نیز در حال تغییر است. یک فرد 50 ساله امروزی الزاماً همان تصویری نیست که 50 سالگی چند نسل قبل در ذهن ایجاد می‌کرد. بسیاری از افراد در دهه پنجم و ششم زندگی همچنان شاغل‌اند، ورزش می‌کنند، سفر می‌روند، فعالیت اجتماعی دارند، تشکیل رابطه جدید می‌دهند و حتی پروژه‌های حرفه‌ای تازه‌ای را آغاز می‌کنند.

این تفاوت فقط فرهنگی نیست. پزشکی توانسته فشارخون، چربی خون، دیابت، بیماری قلبی، مشکلات بینایی و بسیاری از بیماری‌هایی را که قبلاً عملکرد انسان را در میانسالی محدود می‌کردند بهتر کنترل کند. دندان‌پزشکی، جراحی، فیزیوتراپی، درمان اختلالات خواب، داروهای متابولیک و پزشکی پیشگیرانه نیز به حفظ عملکرد کمک کرده‌اند. از سوی دیگر، پزشکی زیبایی امکان داده است بخشی از تغییراتی که قبلاً به‌سرعت چهره را پیر می‌کردند، کندتر یا قابل اصلاح شوند.

البته این به آن معنا نیست که یک فرد 50 ساله از نظر زیست‌شناختی 30 ساله است. پیری سلولی همچنان ادامه دارد. اما فاصله میان سن تقویمی و آن چیزی که فرد از نظر عملکردی، متابولیک و حتی ظاهری تجربه می‌کند، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

مانایی بیش از آنکه درباره سن مرگ باشد، درباره سن زندگی است

در علم مانایی معمولاً بین دو مفهوم تفاوت گذاشته می‌شود: Lifespan یعنی تعداد سال‌های زندگی و Healthspan یعنی تعداد سال‌هایی که فرد آنها را با سلامت و عملکرد مناسب سپری می‌کند.

فرض کنید دو نفر هر دو در 88 سالگی فوت کنند. نفر اول از 62 سالگی با چاقی، دیابت، ضعف عضلانی، درد مفاصل و محدودیت حرکتی زندگی کرده باشد. نفر دوم تا 82 سالگی مستقل بوده، ورزش کرده، سفر رفته و زندگی اجتماعی فعالی داشته باشد. طول عمر این دو تقریباً برابر است، اما «مانایی» آنها یکسان نیست.

این نگرش با تعریف سازمان جهانی بهداشت از Healthy Ageing هم‌راستاست. WHO پیری سالم را حفظ «توانایی عملکردی» می‌داند؛ یعنی فرد بتواند حرکت کند، تصمیم بگیرد، روابط خود را حفظ کند، نیازهای روزمره خود را برآورده سازد و در جامعه مشارکت داشته باشد. (World Health Organization)

بنابراین هدف نهایی مانایی لزوماً این نیست که انسان را به 150 سالگی برسانیم. هدف نزدیک‌تر این است که 70 سالگی بیشتر شبیه 60 سالگی گذشته شود، 80 سالگی به معنای از دست دادن استقلال نباشد و دوره ضعف و بیماری در پایان عمر تا حد ممکن کوتاه شود.

آیا سبک زندگی واقعاً چند سال تفاوت ایجاد می‌کند؟

اگرچه فناوری‌های آینده بسیار جذاب‌اند، شواهد فعلی نشان می‌دهند یکی از قدرتمندترین ابزارهای مانایی هنوز رفتار خود انسان است.

در یک مطالعه بزرگ که در Circulation منتشر شد، افرادی که پنج عامل کم‌خطر شامل عدم استعمال دخانیات، فعالیت بدنی، رژیم غذایی مناسب، وزن مطلوب و سایر رفتارهای سالم را رعایت می‌کردند، از سن 50 سالگی در مقایسه با کسانی که هیچ‌یک از این عوامل را نداشتند، به‌طور برآوردی حدود 14 سال طول عمر بیشتر در زنان و 12.2 سال در مردان داشتند. این یک تضمین فردی نیست، اما اندازه اثر بالقوه سبک زندگی را نشان می‌دهد. (PubMed)

مطالعه دیگری در BMJ نشان داد افراد دارای چهار یا پنج رفتار کم‌خطر، سال‌های بیشتری را بدون سرطان، بیماری قلبی‌عروقی یا دیابت سپری می‌کردند؛ اختلاف برای زنان حدود 10.6 سال و برای مردان حدود 7.6 سال بود. (BMJ)

بنابراین مانایی از آینده شروع نمی‌شود. از امروز شروع می‌شود: حرکت، قدرت عضلانی، تغذیه، خواب، عدم مصرف دخانیات، کنترل فشارخون، قند و چربی خون و نگه داشتن وزن در محدوده مناسب.

سازمان جهانی بهداشت برای بزرگسالان 150 تا 300 دقیقه فعالیت هوازی با شدت متوسط در هفته و حداقل دو روز تمرین تقویت عضلات را توصیه می‌کند. اهمیت تمرین قدرتی در مانایی بسیار زیاد است، زیرا از دست رفتن عضله یکی از عوامل مهم ضعف و کاهش استقلال در سنین بالا است. (World Health Organization)

چاقی و کاهش وزن؛ یکی از جبهه‌های جدید مانایی

تا چند سال قبل، درمان چاقی عمدتاً حول رژیم غذایی، ورزش و در موارد شدید جراحی می‌چرخید. ورود نسل جدید داروهای مبتنی بر مسیرهای GLP-1 و GIP این حوزه را به‌شدت تغییر داده است.

داروهایی مانند سماگلوتاید و تیرزپاتاید توانسته‌اند در کارآزمایی‌های بالینی کاهش وزن قابل‌توجهی ایجاد کنند. مهم‌تر آنکه مسئله دیگر فقط کاهش عدد روی ترازو نیست. در مطالعه بزرگ SELECT، سماگلوتاید در افراد دارای اضافه‌وزن یا چاقی و بیماری قلبی‌عروقی شناخته‌شده که دیابت نداشتند، با 20 درصد کاهش حوادث عمده قلبی‌عروقی همراه بود. (PubMed)

این موضوع مفهوم کاهش وزن را به مانایی نزدیک می‌کند. درمان چاقی اگر بتواند خطر دیابت، بیماری قلبی، کبد چرب، آپنه خواب و محدودیت حرکتی را کاهش دهد، می‌تواند مستقیماً بر Healthspan اثر بگذارد.

با این حال مانایی را نباید با «لاغر بودن به هر قیمت» اشتباه گرفت. کاهش وزن بدون توجه به عضله می‌تواند در برخی افراد به کاهش توده بدون چربی منجر شود. بنابراین پزشکی مانایی باید همزمان به چربی، عضله، قدرت، تغذیه و عملکرد جسمانی توجه کند. هدف بدن کوچک‌تر نیست؛ هدف بدن متابولیکاً سالم‌تر و عملکردی‌تر است.

صورت ما هم بخشی از تجربه پیری است

وقتی درباره طول عمر سالم صحبت می‌کنیم، معمولاً قلب و مغز را در نظر می‌گیریم، اما تجربه انسان از پیری فقط آزمایش خون نیست. پوست، مو، چهره، فرم بدن و تصویری که انسان در آینه می‌بیند نیز بر احساس او از سن تأثیر می‌گذارند.

پزشکی زیبایی در دهه‌های اخیر به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. روش‌هایی مانند بوتولینوم توکسین، فیلرها، لیزرهای پوستی، رادیوفرکوئنسی، اولتراسوندهای متمرکز، میکرونیدلینگ و انواع محرک‌های ساخت کلاژن باعث شده‌اند اصلاح بسیاری از نشانه‌های ظاهری پیری بدون جراحی‌های بزرگ امکان‌پذیر شود.

در عین حال پزشکی زیبایی در حال حرکت از «پنهان کردن پیری» به سمت چیزی است که امروزه Regenerative Aesthetics یا زیبایی بازساختی نامیده می‌شود. هدف این رویکرد فقط پر کردن یک چین نیست، بلکه تلاش برای بهبود کیفیت بافت، ماتریکس خارج سلولی، کلاژن و ساختار پوست است. مرورهای جدید نشان داده‌اند برخی بیواستیمولاتورها و روش‌های مبتنی بر انرژی می‌توانند تغییراتی در بافت و تولید کلاژن ایجاد کنند، هرچند کیفیت شواهد بین روش‌های مختلف متفاوت است و بسیاری از ادعاهای تجاری هنوز به مطالعات قوی‌تری نیاز دارند. (PubMed)

بنابراین در آینده ممکن است پزشکی زیبایی یکی از اجزای مانایی باشد، اما نه با این ادعا که تزریق یا لیزر «پیری بدن را متوقف می‌کند». تفاوت بزرگی میان جوان‌تر نشان دادن یک بافت و جوان‌تر کردن زیست‌شناسی کل بدن وجود دارد.

پزشکی بازساختی؛ آیا می‌توان بافت پیر را واقعاً جوان‌تر کرد؟

اینجا وارد یکی از جذاب‌ترین بخش‌های آینده مانایی می‌شویم.

بدن انسان توانایی ترمیم دارد، اما این توانایی با افزایش سن کاهش می‌یابد. پزشکی بازساختی و مهندسی بافت تلاش می‌کنند این ظرفیت را تقویت کنند. سلول‌های بنیادی، سلول‌های پرتوان القایی، داربست‌های زیستی، مواد زیست‌سازگار، فاکتورهای رشد و روش‌های مهندسی بافت همگی در این مسیر مورد مطالعه‌اند.

مرورهای جدید نشان می‌دهند مهندسی بافت و درمان‌های سلولی می‌توانند در آینده به ترمیم زخم‌ها، پوست، غضروف، عضله و سایر بافت‌ها کمک کنند، اما فاصله زیادی میان تحقیقات دانشگاهی پیشرفته و بسیاری از «درمان‌های جوان‌سازی با سلول بنیادی» که در بازار تبلیغ می‌شوند وجود دارد. (PubMed)

این تمایز بسیار مهم است. سازمان غذا و داروی آمریکا بارها درباره عرضه محصولات تأییدنشده سلول بنیادی و اگزوزوم هشدار داده و تأکید کرده است که بسیاری از کاربردهایی که در برخی کلینیک‌ها تحت عنوان regenerative medicine تبلیغ می‌شوند، هنوز درمان تأییدشده محسوب نمی‌شوند. (U.S. Food and Drug Administration)

مانایی علمی باید دقیقاً همین مرز را حفظ کند: آینده‌نگر باشد، اما آینده را به‌عنوان درمان موجود امروز نفروشد.

نانوفناوری ممکن است دارو را دقیقاً به جای مورد نیاز برساند

یکی دیگر از فناوری‌هایی که می‌تواند آینده مانایی را تحت تأثیر قرار دهد نانوتکنولوژی است.

در بسیاری از درمان‌ها مشکل فقط نداشتن ماده مؤثر نیست؛ مشکل این است که آن ماده چگونه به بافت مورد نظر برسد، چه مدت در آنجا باقی بماند و چگونه از آسیب به بافت‌های سالم جلوگیری شود.

سامانه‌های انتقال دارو در مقیاس نانو می‌توانند برای انتقال هدفمند مولکول‌ها، داروها و حتی پشتیبانی از درمان‌های سلولی طراحی شوند. پژوهش‌های حوزه Bioengineering نشان می‌دهند سامانه‌های تحویل در مقیاس نانو و میکرو می‌توانند عملکرد، زنده‌مانی و جهت‌دهی درمان‌های سلولی را بهبود دهند. (Nature)

در آینده ممکن است یک داروی مرتبط با پیری به‌جای توزیع در تمام بدن، به یک نوع سلول یا یک بافت خاص هدایت شود. ممکن است نانوذرات حامل مولکول‌هایی باشند که التهاب، ترمیم بافت یا بیان ژن را در یک منطقه خاص تغییر می‌دهند.

اما این حوزه نیز فعلاً بیشتر یک فناوری توانمندساز است تا یک درمان آماده برای «افزایش طول عمر انسان».

آیا داروی ضدپیری خواهیم داشت؟

شاید جذاب‌ترین رؤیای مانایی ساخت دارویی باشد که مستقیماً سرعت پیری را کم کند.

برای درک این موضوع باید بدانیم پیری فقط یک فرایند واحد نیست. چارچوب معروف Hallmarks of Aging مجموعه‌ای از فرایندهای مرتبط با پیری را توصیف می‌کند: ناپایداری ژنوم، تغییرات اپی‌ژنتیک، اختلال میتوکندری، تجمع سلول‌های پیر، التهاب مزمن، اختلال عملکرد سلول‌های بنیادی و چندین مسیر دیگر.

همین شناخت سبب شده پژوهشگران به جای درمان جداگانه هر بیماری، به این فکر کنند که آیا می‌توان برخی از مکانیسم‌های مشترک پیری را هدف قرار داد.

یکی از مسیرهای پژوهشی، داروهای Senolytic است که با هدف حذف انتخابی سلول‌های پیر طراحی شده‌اند. مطالعات حیوانی امیدوارکننده‌اند، اما هنوز شواهد کافی برای تجویز آنها به افراد سالم با هدف افزایش طول عمر وجود ندارد. (Nature)

مسیر دیگر تنظیم راه‌های متابولیک مرتبط با پیری مانند mTOR است. این حوزه نیز یکی از موضوعات اصلی Geroscience است، اما هنوز نباید داروهای این مسیرها را معادل یک «قرص طول عمر» دانست.

شاید عجیب‌ترین آینده: بازتنظیم سن سلول

یکی از بنیادی‌ترین تحولات چند سال اخیر مفهوم Partial Reprogramming یا بازبرنامه‌ریزی جزئی سلولی است.

در این روش دانشمندان تلاش می‌کنند برخی تغییرات اپی‌ژنتیکی مرتبط با پیری را تا حدی به وضعیت جوان‌تر برگردانند، بدون آنکه هویت سلول کاملاً پاک شود. مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی نتایج بسیار جالبی در پوست، عضله، سیستم عصبی و سایر بافت‌ها نشان داده‌اند. (Nature)

اما همین فناوری می‌تواند خطرناک باشد. اگر بازبرنامه‌ریزی بیش از حد اتفاق بیفتد، سلول ممکن است هویت طبیعی خود را از دست بدهد و نگرانی‌هایی از جمله رشد غیرطبیعی ایجاد شود. بنابراین هنوز فاصله زیادی تا تبدیل این روش به درمان روتین انسان وجود دارد.

با این حال اهمیت آن مفهومی است: برای اولین بار این احتمال جدی‌تر شده است که روزی پزشکی فقط بیماری‌های مرتبط با سن را درمان نکند، بلکه بخشی از وضعیت زیستی یک بافت پیر را به عقب برگرداند.

سلامت دیجیتال؛ احتمالاً نزدیک‌ترین انقلاب مانایی

در کنار همه این فناوری‌های پیچیده، تحولی بسیار کاربردی همین حالا در حال رخ دادن است: تبدیل سلامت از یک اندازه‌گیری مقطعی به یک سیستم پایش مداوم.

در مدل سنتی، فرد شاید سالی یک بار آزمایش خون دهد و هر چند ماه یک بار فشارخونش اندازه‌گیری شود. این یعنی پزشک تنها چند عکس پراکنده از یک فیلم طولانی در اختیار دارد.

ساعت‌های هوشمند، ترازوهای متصل، فشارسنج‌های خانگی، حسگرهای خواب، پایشگرهای قند و سایر ابزارهای سلامت دیجیتال می‌توانند به‌تدریج این فیلم را کامل کنند.

نشریه Nature Medicine نیز سلامت دیجیتال و Wearableها را از فناوری‌های دارای ظرفیت بالا برای مراقبت از جمعیت در حال سالمندشدن می‌داند؛ به‌ویژه چون می‌توانند بخش بیشتری از پایش را از بیمارستان به خانه منتقل کنند. (Nature)

مرحله بعدی فقط جمع‌آوری داده نیست. هوش مصنوعی باید بتواند از میان هزاران عدد بفهمد چه چیزی اهمیت دارد. اگر فعالیت یک فرد طی سه ماه به‌آرامی کاهش یافته، کیفیت خواب افت کرده، وزن رو به افزایش است و ضربان قلب استراحتی تغییر کرده، شاید سیستم بسیار زودتر از یک ویزیت سالانه متوجه تغییر شود.

در آینده، یک «کوچ هوشمند مانایی» ممکن است هر روز وضعیت فرد را بررسی کند و تنها وقتی لازم است وارد شود: امروز حرکتت کم بوده، این هفته تمرین قدرتی نداشتی، فشارخون چند بار بالا ثبت شده یا سه ماه است وزن به‌آرامی افزایش پیدا می‌کند.

در اینجا فناوری بیش از آنکه یک وسیله باشد، تبدیل به سامانه اصلاح رفتار می‌شود.

خانه مانا؛ وقتی محیط زندگی نیز بخشی از پزشکی می‌شود

حتی ممکن است مفهوم Wearable نیز موقت باشد. چرا باید فرد هر بار تصمیم بگیرد وزنش را اندازه بگیرد؟ می‌توان ترازو را بخشی طبیعی از محیط خانه کرد. چرا سنجش خواب فقط وابسته به ساعت باشد؟ برخی حسگرها می‌توانند بدون تماس مستقیم، تنفس، حرکت و الگوی خواب را بررسی کنند.

در یک «خانه مانا»، ترازو روند وزن و ترکیب بدن را ثبت می‌کند، ابزارهای خانگی فشارخون را می‌سنجند، ساعت یا حلقه هوشمند حرکت و خواب را دنبال می‌کند و داده‌ها وارد یک پرونده طولی می‌شوند.

هوش مصنوعی به‌جای اینکه روزانه ده‌ها عدد به فرد نشان دهد، باید فقط سؤال اصلی را پاسخ دهد:

آیا مسیر سلامت این انسان نسبت به ماه گذشته بهتر شده یا بدتر؟

این شاید مهم‌تر از هر عدد منفرد باشد.

50 سالگی آینده چه شکلی خواهد بود؟

اگر روندهای فعلی ادامه پیدا کنند، تعریف ما از میانسالی احتمالاً دوباره تغییر خواهد کرد.

نسل آینده 50 ساله‌ها ممکن است بسیار بیشتر از امروز از داده‌های دائمی سلامت خود مطلع باشند. خطر قلبی آنها زودتر تشخیص داده شود. چاقی مؤثرتر درمان شود. عضله و استخوان به شکل برنامه‌ریزی‌شده حفظ شوند. پزشکی زیبایی بتواند تغییرات پوست و بافت را طبیعی‌تر اصلاح کند. درمان‌های بازساختی بتوانند بخشی از آسیب‌های مفصل، پوست یا سایر بافت‌ها را ترمیم کنند و شاید برخی داروها بتوانند مستقیماً مکانیسم‌های پیری را هدف قرار دهند.

این سناریو به این معنا نیست که «80 ساله آینده یک 30 ساله خواهد بود». چنین ادعایی فعلاً علمی نیست.

اما سناریوی بسیار واقع‌بینانه‌تری وجود دارد: انسان بتواند سال‌های بیشتری از زندگی را در سطح عملکردی بالاتر بگذراند و تغییرات ظاهری و جسمی ناشی از سن نیز آهسته‌تر و قابل‌کنترل‌تر شوند.

مانایی؛ ترکیب رفتار امروز و فناوری فردا

شاید اشتباه باشد که بین دو گزینه یکی را انتخاب کنیم: «سبک زندگی» یا «فناوری».

مانایی واقعی احتمالاً حاصل ترکیب این دو است.

کسی که امروز تحرک ندارد، سیگار می‌کشد، فشارخون بالا را درمان نمی‌کند، کم می‌خوابد و سال‌ها با چاقی کنترل‌نشده زندگی می‌کند، نمی‌تواند تمام امیدش را به یک فناوری آینده ببندد.

از سوی دیگر، منطقی نیست تصور کنیم پزشکی سال 2050 دقیقاً شبیه پزشکی امروز خواهد بود.

استراتژی مانایی این است که امروز تا حد امکان سرمایه سلامت خود را حفظ کنیم تا بتوانیم از فناوری فردا نیز بهره ببریم.

در این نگاه، ورزش، تغذیه، خواب و کنترل عوامل خطر پایه هستند. درمان چاقی، سلامت روان، پزشکی پیشگیرانه، زیبایی و حفظ عضله و استخوان لایه بعدی‌اند. سلامت دیجیتال و هوش مصنوعی امکان پایش و شخصی‌سازی را فراهم می‌کنند. و در افق دورتر، پزشکی بازساختی، نانوفناوری، درمان‌های سلولی و داروهای هدف‌گیرنده زیست‌شناسی پیری ممکن است مفهوم سن را بیش از پیش تغییر دهند.

مانایی قرار نیست وعده جاودانگی بدهد. مانایی می‌پرسد چگونه می‌توان کاری کرد که انسان نه فقط دیرتر بمیرد، بلکه دیرتر پیر شود.

و شاید این بهترین تعریف برای این واژه باشد:

مانایی؛ دانش و فناوریِ طولانی‌تر، سالم‌تر و جوان‌تر زیستن.

منابع منتخب

  1. World Health Organization. Healthy Ageing and Functional Ability. (World Health Organization)
  2. United Nations / Our World in Data. Life Expectancy, historical and contemporary estimates. (Our World in Data)
  3. Li Y, et al. Impact of Healthy Lifestyle Factors on Life Expectancies in the US Population. Circulation. 2018. (PubMed)
  4. Li Y, et al. Healthy lifestyle and life expectancy free of cancer, cardiovascular disease, and type 2 diabetes. BMJ. 2020. (BMJ)
  5. Chen C, Ding S, Wang J. Digital health for aging populations. Nature Medicine. 2023. (Nature)
  6. Lincoff AM, et al. Semaglutide and Cardiovascular Outcomes in Obesity without Diabetes. New England Journal of Medicine. 2023. (PubMed)
  7. Yücel AD, Gladyshev VN. The long and winding road of reprogramming-induced rejuvenation. Nature Communications. 2024. (Nature)
  8. Cipriano A, et al. Mechanisms, pathways and strategies for rejuvenation through epigenetic reprogramming. Nature Aging. 2024. (Nature)
  9. Lelarge V, et al. Senolytics: from pharmacological inhibitors to immunotherapies. npj Aging. 2024. (Nature)
  10. Wang LLW, et al. Designing drug delivery systems for cell therapy. Nature Reviews Bioengineering. 2024. (Nature)
ضبط پیام صوتی

زمان هر پیام صوتی 5 دقیقه است