اسفند 13, 775
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

موسيقي مي تواند شما را سرحال نمايد. مي تواند اشك به چشمان شما آورد. مي تواند به شما آرامش دهد يا وادارتان كند كه بلند شويد و برقصيد. احتمالا روزي چند بار در راديو و تلويزيون، سوپر ماركت، در باشگاه يا از زمزمه عابرين پياده موسيقي را ميشنويد. موسيقي از زمان قديم با ما بوده و جزئي از هر فرهنگ شناخته شده است.

چيزي در مورد موسيقي و شركت كردن در فعاليت هاي موسيقيايي وجود دارد كه به نظر خيلي تحريك كننده براي بدن و مغز مي رسد. خواندن آهنگ هاي مورد علاقه با خانواده و دوستان، نواختن در يك گروه و يا رقصيدن با موزيك همچنين مي تواند به در كنار هم بودن افراد كمك نمايد. موسيقي راهي براي هماهنگ سازي گروهي از افراد و مشاركت در يك فعاليت متداول است كه همه مي توانند در آن واحد با هم انجام دهند.

دانشمندان در حال بررسي راه هاي مختلفي هستند كه موسيقي مي تواند بر بدن و ذهن ما تاثير بگذارد. در تحقيقات آنها همچنين به پروسه هاي خلاقانه نيز پرداخته شده است. نهايتا، دانشمندان اميدوار هستند بتوانند قدرت موسيقي

را براي ايجاد درمان هاي جديد براي افراد مبتلا به اوتيسم، سكته مغزي و بسياري از بيماري هاي ديگر به خدمت گيرند

در چندين تحقيق معتبر نشان داده شده است كه گوش دادن به موسيقي مي تواند درد را تسكين داده و يا نياز به داروهاي تسكين دهنده درد را كاهش دهد. تحقيقات نشان مي دهند كه موسيقي مي تواند با كاهش فشار خون، ضربان قلب و اضطراب در مبتلايان به بيماري قلبي كمك نمايد. همچنين نشان داده شده است كه موسيقي درماني مي تواند براي روحيه مبتلايان به افسردگي مفيد باشد. نواختن موسيقي توسط خود فرد چه به صورت نواختن آلات موسيقيايي و يا حتي خواندن آهنگ نيز مي تواند تاثيرات درماني داشته باشد.

دانشمندان همچنين مي دانند كه زماني كه موسيقي و نواهاي ديگر وارد گوش مي شوند به سيگنال هاي الكتريكي تبديل مي شوند. اين سيگنال ها از اعصاب شنيداري بالا رفته و به غشاي شنيداري مغز مي رسند كه در آنجا صداها پردازش مي شوند. از آنجا، پاسخ هاي مغز به موسيقي بسيار پيچيده تر مي شود.

در طول دهه گذشته، تكنيك هاي جديد عكسبرداري از مغز نشان داده اند كه موسيقي بسياري از مناطق غير قابل انتظار را در مغز فعال مي سازد. مي تواند سبب فعال شدن قسمت هايي شود كه در احساسات و حافظه نقش دارند. همچنين مي تواند سبب تحريك قسمت حركتي مغز شود كه بدن را براي حركت هاي فيزيكي آماده و هماهنگ مي نمايد.

قسمتي از مغز كه در سال هاي اخير توجه خاصي به آن شده است، قشر جلوي پيشاني است كه درست پشت چشم ها قرار دارد. در تحقيقاتي اخيرا نشان داده شده است كه اين منطقه به نظر يك مركز فعاليت است كه موسيقي، حافظه و خاطرات و احساسات را به هم ربط مي دهد. در اين تحقيقات از يك شيوه عكسبرداري به نام fMRI براي بررسي مغز جوانان استفاده شد. براي آنها پاره اي از آهنگ هايي كه در بچگي گوش مي دادند، پخش شد. آنها وقتي آهنگ هاي آشنا را مي شنيدند، ، قشر جلوي پيشاني شان فعال مي شد. زماني كه آهنگ يادآور يك خاطره يا احساس خاص بود فعال سازي هم قوي تر بود.

همچين مشخص شده است كه قشر جلوي پيشاني يكي از آخرين مناقطقي در مغز است كه در بيماري آلزايمر تخريب مي شود. اين مي تواند توضيح دهد كه چرا بيماران آلزايمري با وجودي كه خاطرات خود را از دست داده اند اما هنوز مي توانند آهنگ هايي را از جواني خود به ياد آورده و بخوانند. اميد است آزمايشات بيشتري بر روي افراد پير از جمله كساني كه دچار اختلالات خفيف در تفكر هستند انجام شود تا مشخص شود چگونه مغز آهنگ هاي نوستالژيك را پردازش مي كند.

همچنين به نظر مي رسد كه ، قشر جلوي پيشاني در بروز خلاقانه موسيقي نقش دارد. در تحقيقي از موسيقیدان هاي جاز خواسته شد كه در درون اسكن MRI قطعه موسيقي با كيبورد بنوازند. در زمان اين بديهه نوازي قشر جلوي پيشاني نوازندگان فعال شد. اما اين منطقه در زماني كه قطعه هايي را مي نواختند كه به خاطر سپرده بودند فعال نشد. در ضمن در زمان بديه نوازي قسمتي از مغز كه مسئول خود كنترلي است خاموش مي شود.

متاسفانه براي برخي گوش دادن به موسيقي مي تواند يك چالش ناخوشايند باشد. از هر 50 نفر يك نفر مبتلا به اختلالي است كه ناشنوايي بسامدي ناميده مي شود. آنها در شنيدن تفاوت هاي بين بسامدهاي موسيقي مشكل دارند . آنها نمي توانند بسامد صدا را تحمل كنند.

افرادي كه اين مشكل در آنها شديد است حتي نمي توانند آن را به عنوان موسيقي تشخيص دهند. به نظر آنها موسيقي نيز چيزي است همانند صداهاي ترافيك. در تحقيقي در 10 سال قبل دو دوقلو مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شد كه هم ناشنوايي بسامدي و هم گام كامل (توانایی تشخیص و تمیز دادن نت ها با شنیدن ( ذاني هستند.

افراد مبتلا به ناشنوايي بسامدي مي توانند در آزمون هاي شنيداري استاندارد با موفقيت كامل قبول شوند اما آن چيزي كه تا كنون نتوانسته ايم هنوز بفهميم اين است كه چه مشكلي در سيستم شنيداري اين افراد وجود دارد.

اخيرا سرنخ جديدي با عكسبرداري از مغز بدست آمده است. زماني كه يك آهنگ آشنا به صورت آزار دهنده ارائه مي شود، در كمال تعجب اسكن هاي مغز افراد مبتلا به ناشنوايي بسامدي يك خطا را مشابه افرادي كه شنوايي طبيعي دارند ثبت مي كند. با اين وجود، اين افراد تا حدودي متوجه نمي شوند كه به يك آهنگ اشتباهي گوش داده اند. مغز آنها نمي تواند سيگنال ثانويه را كه در زماني كه مغز آنچه را كه انتظارش را داشته نمي شوند توليد مي كند را ايجاد نمي كند.

ساختار ملوديايي موسيقي توسط اين افراد به صورت ناخود آگاه پردازش مي شود، اما نمي توانند به صورت خود آگاه متوجه خطاها شوند. برخي محققان بر اين تصور هستند كه همين عدم توانايي مغز در پردازش خطاها كه به ناشنوايي باسامدي منجر ميشود ممكن است در برخي اختلالات رشد و يادگيري نيز نقش داشته باشد.

بررسي هاي مختلفي بر روي موسيقي دانان نشان مي دهد كه مغزهاي آنها با بقيه ما متفاوت است. دانشمندان در طول يك دهه گذشته دريافتند كه موسيقي دانان حرفه اي رشته اي ضخيم از اعصاب دارند كه قسمت چپ را به قسمت راست مغزشان اتصال مي دهند. اخيرا، دانشمندان رشد مغز را از حدودا 6 سالگي يعني زماني كه براي اولين بار شروع به يادگيري نواختن آلات موسيقي مي كنند زير نظر گرفته اند.

موسيقي دانان جواني كه فقط 15 تا 30 ماه تحت آموزش بودند اتصالات قوي تري در مناطق مختلف مغز و سيستم هاي حركتي و شنيداري قوي تري نسبت به ديگر كودكاني كه موسيقي نمي نواختند داشتند. آنها دريافتند كه كودكاني كه به مدت طولاني تر و با شدت بيشتر تحت تعليم بودند تاثيرات عميق تري دريافت مي كردند. در آنهايي كه تمرين كم بود تفاوت چندان با بچه هاي طبيعي در آنها مشاهده نشد.

در زمان نواختن موسيقي مناطق بسياري از مغز درگير ميشوند مثل مناطق بينايي، شنيداري و حركتي. به همين دليل است كه از ساختن آهنگ به عنوان يك درمان بالقوه براي اختلالات نورولوژيكي استفاده ميشود.

محققاني بررسي كردند كه چگونه ساختن موسيقي ميتواند به بازيابي توانايي سخن گفتن در افرادي كه دچار سكته مغزي شده اند كمك نمايد. زماني كه سكته مغزي به مناطقي كه مسئول سخن گفتن در مغز هستند آسيب مي رساند، برخي از افراد هنوز مي توانند آواهايي را توليد كنند اما نمي توانند صحبت كنند. با يك شيوه تجربي كه روش درماني گفتار آهنگين ناميده ميشود، بيماران ياد مي گيرند كه آواز خوانده و از ريتم هاي آهنگهاي ساده تقليد كنند. به تدريج، مناطق مختلف مغز مي تواند دوباره برخي نقشهاي گفتاري خود را بر عهده گيرد.

اگرچه بيش از 30 سال است كه از اين شيوه استفاده ميشود اما هنوز كسي دقيقا نمي دانند كه نحوه عملكرد آن چگونه است. دانشمندان همچنان درحال بررسي رابطه بين موسيقي و سلامت هستند. در حاليكه آنها در حال تحقيق هستند، سعي كنيد راديو خود را روشن كنيد يا گيتار بنوازيد. از هر آنچه كه موسيقي برايتان به همراه مي آورد لذت ببريد.

انتخابهاي آگاهانه

فعاليتهاي موسيقيايي

تحقيقات نشان مي دهد كه موسيقي مي تواند به تسكين درد، بيماري آلزايمر و ديگر مشكلات پزشكي كمك نمايد. فعاليتهاي زير را امتحان كنيد:

آهنگ بگذاريد.

در كنسرتها يا برنامه هاي موسيقيايي شركت كنيد.

در مورد موسيقي، خواننده ها و يا خاطراتي كه هر آهنگي براي شما دارد صحبت كنيد.

اگر ياد داريد سازي بنوازيد دور هم جمع شده و اين كار را با خانواده و دوستانتان انجام دهيد.

با هم ديگر آواز بخوانيد و يا برقصيد.

با هم بازيهاي آوازي انجام دهيد.

تعاريف

شنيداري: مربوط به شنوايي

  

خواندن 127 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 28 آبان 1397 15:00